این مطلب را باتاخیر میگذارم تا خدای نکرده سو ء تفاهم نشه.البته تمام این شعر واقعیت بوده و خالی از اغراق می باشد.
ضمنا هر گونه کپی و رونوشت در هر جایی جهت انتشار و نیت های خیر دیگر واجب کفایی می باشد.
با تشکر
بسمه تعالی
در دل گرم کویر آخر جاده ی پیر
شهری بود پر اسم و آوازه که سراسر رمز و رازه
توی اون گوشه ی طنز شهری بود بهش می گفتند نطنز
نه طنز ! طنزِِ طنزِ طنز هرچه گویم کم است طنز
بود دانشگاهی این سوی زمین اولش نطنز و آخر،شمال زمین
سرعت ساخت و ساز این تکه زمین بود مثال اینترنت ایران زمین
نه دری داشت نه رئیسی نه پیکری هر دم و ساعت از این باغ می رسید بری
سالن آمفی تئاتر با کلاس در میان این دانشگاه آس و پاس
بگذریم از همایش های چین و چنان از مخارج های کشکی و گزارش های آن
سلف آن باشد مثال رستوران هم غذای خوب و مفت و گران
یاد سلف افتادم و یک ماجرا زد و خرد تک دختری با پسرا
یاد دوربینی که تصویری نداشت یاد دانشگاهی که ناموسی نداشت
تازگی ها یک نگهبان در شده کارشناس دانشجویان در به در
گل سر سبد کارشناسان رشته سرکار خانم کشمیری کار کشته
فی المثل ......در ادامه مطلب
ادامه مطلب
