تبليغاتX
دانشجويان دانشگاه پيام نور نطنز
زانوهامو بغل کرده بودمو نشسته بودم کنار دیوار

سرم رو آوردم بالا

نگاه کرد تو چشمام، از خجالت آب شدم

تمام صورتمو عرق شرمندگی پر کرد

گفت :تنهایی

گفتم:آره

گفت:دوستات کوشن؟

گفتم: همشون گذاشتن رفتن

گفت : تو که می گفتی بهترین هستن!

گفتم:اشتباه کردم

گفت : منو واسه اونا تنها گذاشتی

گفتم:نه

گفت :اگه نه،پس چرا یاد من نبودی؟

گفتم:بودم

گفت :اگه بودی،پس چرا اسمم رو نبردی ؟

گفتم:بردم، همین الان بردم

گفت :آره،الان که تنهایی،وقت سختی

گفتم:…..(گر گرفتم از شرم-حرفی واسه جواب نداشتم)

-سرمو اینداختم پایین-گفتم:آره

گفتم:تو رفاقتت کم آوردم،منو بخش

گفت :ببخشم؟

گفتم:اینقدر ناراحتی که نمی بخشی منو؟ حق داری

گفت :نه! ازت ناراحت نبودم! چیو باید می بخشیدم؟

تو عزیز ترینی واسم، تو تنهام گذاشتی اما تنهات نذاشته بودمو نمی ذارم

گفتم:فقط شرمندتم

گفت :حالا چرا تنها نشستی؟

گفتم:آخه تنهام

گفت :پس من چی رفیق؟

من که گفتم فقط کافیه صدا بزنی منو تا بیام پیشت

من که گفتم داری منو به خاطر کسایی تنها می ذاری که تنهات می ذارن

اما هر موقع تنها شدی غصه نخور،فقط کافیه صدا بزنی منو

من همیشه دوست دارم،حتی اگه منو تنها بزاری،

همیشه مواظبت بودم،تو با اونا خوش بودی،منو فراموش کردی تو این خوشی

اما من مواظبت بودم،آخه رفیقتم،دوست دارم

دیگه طاقت نیاوردم،بغض کردمو خودمو اینداختم تو آغوشش،زار زدم،گفتم غلط کردم

گفتم شرمنده ام، گفتم دوست دارم،گفتم دستمو رها نکن که تو خودم گم بشم

گفتم دوست دارم…

گفتم : داد می زنم تو بهترین رفیقیییییییییییییییی

بغلم کرد و گفتم : تو بن بست رفیقی

یک کلام، خدا جووووووووووون  تو بهترینی

 

 

+ نوشته شده توسط رسول عابدی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 23:11 |

عید بزرگ نوروز بر شما مبارک

يک سال ديگه گذشت! من و شما يک سال ديگه رو هم پشت سر گذاشتيم. چند سالمون شده؟ چقدر قرار گذاشتيم و شکستيم؟

 

آخر سال که ميشه ميشينيم و فکر ميکنيم که چقدر به اهدافي که براي خودمون تعيين کرده بوديم در اين سالي که گذشت رسيديم! اهداف مالي ، تحصيلي ، شغلي ، علمي و... اگه به يکي از اونها نرسيديم ميشينيم و فکر ميکنيم که چرا؟

 

 چه موانعي باعث اين عدم موفقيت شده و تصميم مي گيريم به نحوي اون رو برطرف کنيم.

 

+ نوشته شده توسط رسول عابدی در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 23:56 |

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».

روایت های اسلامی درباره نوروز

آورده اند كه در زمان حضرت رسول (ص) در نوروز جامی سیمین كه پر از حلوا بود برای پیغمبر هدیه آوردند و آن حضرت پرسید كه این چیست؟ گفتند كه امروز نوروز است. پرسید كه نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان. فرمود: آری، در این روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسیدند عسكره چیست؟ فرمود عسكره هزاران مردمی بودند كه از ترس مرگ ترك دیار كرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند. سپس آنان را زنده كرد وابرها را فرمود كه به آنان ببارند از این روست كه پاشیدن آب در این روز رسم شده. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را میان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزی بر ما نوروز بود.

و نیز حدیثی است از معلی بن خنیس كه گفت: روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد صادق در آمدم گفت آیا این روز را می شناسی؟ گفتم این روزی است كه ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یكدیگر هدیه می دهند. پس حضرت صادق گفت سوگند به خداوند كه این بزرگداشت نوروز به علت امری كهن است كه برایت بازگو می كنم تا آن را دریابی. پس گفت: ای معلی ، روز نوروز روزی است كه خداوند از بندگان خود پیمان گرفت كه او را بپرستند و او را شریك و انبازی نگیرند و به پیامبران و راهنمایان او بگروند. همان روزی است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزیدن گرفت و زمین در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزی است كه كشتی نوح در كوه آرام گرفت. همان روزی است كه پیامبر خدا، امیر المومنین علی (ع) را بر دوش خود گرفت تا بت های قریش را از كعبه به زیر افكند. چنان كه ابراهیم نیز این كار را كرد. همان روزی است كه خداوند به یاران خود فرمود تا با علی (ع) به عنوان امیر المومنین بیعت كنند. همان روزی است كه قائم آل محمد (ص) و اولیای امر در آن ظهور می كنند و همان روزی است كه قائم بر دجال پیروز می شود و او را در كنار كوفه بر دار می كشد و هیچ نوروزی نیست كه ما در آن متوقع گشایش و فرجی نباشیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست.

+ نوشته شده توسط رسول عابدی در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 23:48 |
فقط افرادی عاری از مشکلات و مسائل هستند که دیگر در کنار ما نیستند. بنابراین، مشکلات یکی از نشانه

های زندگی و حیات است. هر چه بیشتر درگیر مشکلات باشیم، زنده تر و فعال تریم.


مشکلات و پیشرفت ها با هم پیش می روند و نمی توان یکی را بدون دیگری در اختیار داشت.

این رویه ی برخورد با ناملایمات و مشقت ها، بیانگر چیزی است که می توان آن را نیروی روانی موفقیت نامید و

موضوع آن چگونگی برخورد با موانعی است که با آنها روبرو می شویم. اکثر مردم از لحاظ فیزیکی و بدنی سالم

اند ، اما از جنبه ی نگرش به زندگی ممکن است از سلامت روانی برخوردار نباشند.

راز آن، در این نیست که عاری از مشکلات باشیم، زیرا این گمان دست نیافتنی است ، بلکه داشتن یک روش

مثبت و پرانرژی برای حل مشکلات است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جابر خطيري در دوشنبه پنجم اسفند 1387 و ساعت 7:32 |

سلام دوستان عزیز

 با توجه به مهجور بودن فرهنگ و تمدن ایرانی،توصیه می کنم این مطلب جالب را ابتدا بخونید و سپس بر حسب وظیفه برای نشر بیشتر از هر شیوه ممکن استفاده کنید.

در گاه‌شمار(تقوم)‌های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه،شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط رسول عابدی در یکشنبه چهارم اسفند 1387 و ساعت 8:34 |

عید سعید قربان  را تبریک عرض  می نماییم

 

+ نوشته شده توسط جابر خطيري در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 11:27 |

آقاي خطيري قدم نو رسيده مبارك

+ نوشته شده توسط مریم در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:34 |
یا مقلب القلوب والابصار                               یا مدبر اللیل والنهار...

دوستان عزیز

کوچه ها از عطر دل انگیز گل اقاقی و شاخساران مست از ظهور شکوفه هاست...

آسمان ها پولک پولک ستاره به ارمغان آورده اند....

تو هم برخیز!!از میان شکاف پلک هایت چشم به روی هر چه بلغزانی جذبه و حیرت،احساس گرم نور را متبلور می بینی...

انتظار رفته است...

زبان ساده قاصدک ها را به تماشا بنشین و از طپش قلب درخت و سبزه و خورشید لبریز شو...

                                                                                                                                                       با آرزوی سالی پر بار

+ نوشته شده توسط رسول عابدی در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 3:21 |
امروز روز ديگه اي هست .. اولين روز از بقيه زندگي... امروز صبح  ديدم توی  ظرف..گندماي کوچولو..نوک زده بودن سفيد سفيد.. جوانه زدن اون قدر ها هم که فکر ميکردم سخت نيست..فقط مراقبت ميخواد و همت..
دعا کنين که تو اين سال جديد از تجربه هاتون نردبوني بسازين واسه اون چيزايي که لايقشين.

الهي آمين......



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 14:27 |
روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمن‌ماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 12:19 |